هانيهاني، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 3 روز سن داره
هیامهیام، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 9 روز سن داره

هاني كوچولو

هاني و عشق بازي

1390/11/24 21:36
نویسنده : از زبان هاني
639 بازدید
اشتراک گذاری

 

قايم باشك بازي منو و باباييقلب

البته اتاقي كه منو روزانه توش حبس ميكنند جز دوتا پرده ، چيزي نداره كه پشتش قايم شم !

از دست اينجانب همه چيزو جمع كردن ...قهر

 

 

بابايي هم واسه اينكه دلمو نشكونه خودشو به اون راه ميزنه كه نميدونه من كجا قايم شدم .چشمک

خندهخندهخنده

 

 

واي اين چيه ؟

اين تبليغ مورد علاقه منه كه تلويزيون داره پخش ميكنه !خوشمزه

بازي رو ول كردم چسبيدم  به تلويزيون بغل

 

به پنپرزم نخنديد كه از پشت پيداست ، چند وقت دیگه اينم میشه مد روزعینک

 تا يه آهنگ پخش بشه ، چه شاد چه غمگين من حركات موزون خودمو اجرا ميكنمهورا

 

پله بازي

من واسه اين جاها ساخته شدم ، تا پام ميرسه خونه بابابزرگ سريع ميرم سراغ راه پله ها زبان

البته قبل از شروع بازي ميرم سلام بابابزرگم ميكنم و چندتا ماچش ماچميكنم، بعد ميرم سراغ راه پلشون ( بزرگي گفتن ، كوچكي گفتن )

 

به ماماني ميخندم كه هر چي داد ميزنه كه بيام پايين من بالاتر ميرم !

ماماني نترس ...



ببين منو ...


 

بسه ديگه ، دارم ميام پايين !

 

اينجا بر فراز پشت بام خونه بابابزرگ نشستم و به زيبايي اين جهان تامل ميكنم

 


 

چه طبيعت زيبايي ! چه هواي پاكي ، انگشت به دهن موندم

 

 

تا باشه از اين سايت هاي خوب و آموزشي یول

ماماني از وقتي به اين سايتها مراجعه كرده تا دلم هواي خاك بازي ميكنه ديگه مثل قديما اخم و تخم نميكنه !

http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineArticleID=24851&MagazineNumberID=4119

http://www.pourali.net/1388/05/320.html

 

 

آخ  پام ...گریه

آخه مامان جون اين سايتها بهت نگفتن كه ديگه كفش پام نكني ؟دروغگو

 

هر چه سنگ روي زمين بود جمع كردم دور تا دور خودم

 

 

خيلي دلم ميخواد مزه اين سنگ ريزه ها را بچشم ولي تا ميبرم نزديك دهانم ماماني دعوام ميكنه !

 كاش توي اون سايتها راجع به آزادي مطلق كودكان جهت خوردن اجسام مختلف هم صحبت ميكردن !

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

aشاليز
24 بهمن 90 8:21
عزيزم خيلي كار قشنگي كردي.. فوق العاده است.. آفرين به مامان با حوصله هاني..